بازارگردانها در صف نوسانگیری!
یکی از ضعفهایی که بازارگردانی در ایران وجود دارد، این است که بسیاری از بازارگردانها درگیر معاملات روزانه و نوسانگیری هستند.

به گزارش خبرنگار سرویس پول و سرمایه اقتصاد 100- مهشید خیزان:در سال 1399 با شروع ریزشهای بورس، ناشران بورسی و فرابورسی ملزم به معرفی بازارگردان فعال شدند و به همین دلیل بسیاری از سهامداران به اشتباه هدف بازارگردانی را حمایت از بازار تصور کردند؛ درصورتی که هدف از بازارگردانی افزایش نقدشوندگی از طریق سفارشگذاری همزمان در دامنه نوسان مشخص است، به همین دلیل این موضوع باعث شد بازارگردان نتواند وظیفه اصلی خود را به درستی انجام دهد.
با این همه بیشتر کارشناسان معتقدند روش فعلی بازارگردانی کارا نیست و نمیتواند باعث عمقبخشی به بازار شود. برای بهتر شناختن ضعفهای بازارگردانی در بورس، «اقتصاد 100» با علی زینلی، کارشناس بازار سرمایه گفتوگو کرده که در زیر مشروح آن را میخوانید:
بازارگردانی که در بازار بورس ایران انجام میشود، چه تفاوتهایی با بازارگردانی بورسهای دنیا دارد؟
درخصوص بازارگردانی در ابتدا باید به این نکته توجه کرد که بازارگردانی مثل تمام ابزارهای مالی که در ایران وجود دارد، باید ایرانی شده آن را نگاه کنیم و باتوجه به وضعیتی که بازار ما دارد، بررسیها را انجام بدهیم. دانستن اینکه بازارگردانی در بازارهای دنیا به چه شکلی کار میکند خوب است ولی لزوما متناسب با بازار ما نیست. تجربه چندین سالهای که صنعت بازارگردانی در ایران داشته، این است که قبل از سال 99 بازارگردانی در بورس ایران وجود داشت ولی از اهمیت بالایی برخوردار نبودند.
بعد از 1399 مفهوم بازارگردانی در ایران چه تغییری کرد؟
بعد از سال 99 شرکتها ملزم شدند که بازارگردان داشته باشند که درواقع این الزام هم یکی از ضعفهای بازارگردانی است؛ به این دلیل که حداقلهایی مثل حجم سفارش دامنه مظنه باید رعایت شود که کار را برای شرکتها سختتر کرده و بعضا به دلیل نرسیدن به حداقلها، وجود بازارگردانی هم بی اهمیت شده است.
بهتر است که از بازارگردان بخواهیم تا فلسفه وجودی خود را با هر متد و روشی که وجود دارد، انجام دهند و در انتها فقط باید روند کار بازارگردان را بررسی کرد؛ اینکه توانسته نوسانندگی سهم را ایجاد کند یا از صفهای خرید و فروش سهم جلوگیری کند یا خیر و ..
ضعفهای بازارگردانی در ایران را توضیح میدهید؟
یکی از ضعفهایی که بازارگردانی در ایران وجود دارد، این است که بسیاری از بازارگردانها درگیر معاملات روزانه و نوسانگیری هستند. خیلی از آنها الگوریتمی بوده، درواقع بازارگردان دلیلی ندارد که همیشه در بازار حضور داشته باشد؛ متاسفانه از آنجایی که کسب سود در اولویت بازارگردانها قرار گرفته، تضمین نقدشوندگی، تحدید دامنه نوسان باید در اولویت قرار بگیرد و در کنار آن هم کسب سود انجام شود.
بازارگردانها از مزیت قانونی که برای آنها ایجاد شده، مثل اینکه از مالیات فروش معاف هستند، هزینه خرید و فروشی که افراد عادی پرداخت میکنند، 20 درصد کمتر است، بارها دیده شده که با مقداری بالا و پایین شدن قیمت سهام، آنها در سود هستند.
نکته دیگری که وجود دارد، این است که برای برخی از بازارگردانها باید تعریف شود که خیلی از سهامی که زیر ارزش هستند، تعهد داشته باشند که سهم را به ارزش برسانند، ولی متاسفانه این موضوع در بحث بازارگردانها دیده نمیشود.
نکته بعدی بازارگردانها در ایران این است که در مقطع خیلی بدی به وجود آمدند و خیلی از منابعشان را در سال 99 سرمایهگذاری زیادی انجام دادند و بهتبع دستشان خالی شد و نتوانستند فلسفه اصلی خود را به درستی اجرا کنند. به همین دلیل اصولا قدرت بازارگردانها چندان زیاد نیست.
لطفا یک جمعبندی کلی درخصوص بحث بازارگردانی بفرمایید.
در مجموع بازارگردانی تا به امروز تجربه بدی نبوده، ضعفها بسیار زیاد است. ضعفهایی که اشاره شد همه ضعفها نبوده و به نظر میرسد بازارگردانها باید منافع بلندمدت را در بازار سرمایه ببینند و درگیر نوسانگیری نشوند و در اصل هر روز نباید خودشان درگیر معاملات شوند.
بازارگردانهای سهمهای مختلف باید طی مدتی بررسی شوند و اگر به سهم کمکی نکرده بود بازارگردانی از آن سهم خارج شود و بازارگردان قویتر و بزرگتری را وارد سهم کنیم.
انتهای پیام/