آشفته بازار تولید خودرو در ایران!
اقتصاد 100-اگر تنها به شرایط آشفته بازار ایران نگاه کنیم روزگاری هم که تحریم ها برود کارنامه آشفته فعلی نوع همکاری ها خود تحریمی داخلی برای حضور بزرگان این در کشور خواهد شد و ما با صنعتی کاملا بی نظم و سودجو روبرو خواهیم بود که تاثیرات گسترده منفی را به لحاظ عملی و روانی برای هر تولید کننده ایی خواهد داشت و گمان می کند اگر امروز سرمایه گذاری و زیرساخت های لازم را برای حضور یک برند آماده کند و هنگامی که بذر او بار دهد شرکتی دیگر میوه آنرا با ایجاد ارتباطات خاص خواهد چید و این یعنی کشتن انگیزه و امنیت تولید که نهایتا مرگ یک صنعت خواهد بود.

خودروسازی ایران در کنار انواع مشکلاتی که از جهات گوناگون با آن دست و پنجه نرم میکند، چون سوء مدیریت ، انحصار ، رانت و مافیا و عدم ارتباط سازنده با دنیای بیرون و بازاری غیر رقابتی تحت تاثیر تحریم های بین المللی و مسائل سیاسی که عملا فضایی انحصاری یا خوشبینانه آن نیمه انحصاری را ایجاد کرده که بازنده اصلی آن مصرف کننده است. گرچه باورم کنیم باخت مصرف کننده نیز باخت تولیدکننده است چراکه تولید کنندگان هم در چنین شرایطی به بلوغ و رشد واقعی نمی رسند و
چینی ها ابتدا با بخش خصوصی ایران کار کردند و با ایجاد جذابیت و خلاء موجود در انتخاب شریک در خودروسازان داخلی پای خود را به جاده مخصوص هم باز کردند. گرچه زمانی خودروسازان جاده مخصوص در ابتدای کار حتی حاضر به همکاری مستقیم با چینی ها نبودند و آنرا افت برای خود می دیدند اما حالا با روی خوش و آغوش باز میهمان تولید کنندگانی به مراتب بسیار جوان تر از خود بودند.
گرچه چینی ها به مانند اروپاییها ، ژاپنی ها و کره اییها به علت جوان بودن و تفاوت نگرش و عجله برای کسب بازارها به برخی پرنسیپ ها پایبند نیستند اما اشتباه رنو را با قدرت بیشتری در حال تکرارند و متولی خودروسازی نیز تنها به تیراژ تولید بیشتر و عدد تولید نگاه میکند ( بلای همیشگی خودروسازی ایران که کمیت بر هر چیزی ارجح میباشد) .
این روزها آشفتگی تولید موج میزند. هر شرکت چینی فعال در بازار ایران به طور مستقیم و یا توسط زیر مجموعه های ساختگی خود با چند شرکت کار میکند، در راس آن شرکت دانگ فنگ که آنقدر سخاوت مند است که دست رد به سینه هیچ تولید کننده و مونتاژ کار بزرگ و خرد نمی زند و کلکسیون محصولات خود را در تمام شرکت های خصوصی به معرض نمایش گذاشته است.
از سوی دیگر شرکت های مثل بایک ، دانگ فنگ و دیگر چینی های فعال بازار ایران در حال اجرای این سیاست غلط و یا یادگیری آن هستند و آنهم در جایی که هیچ نظارتی نیست.
قطعا در آینده نزدیک هم شرکت های تامین کننده و هم متولی خودروسازی با مشکلات بسیاری مواجه می شوند که شامل ضربه به برند تجاری و حجم زیاد مشتری ناراضی به لحاظ کیفیت های گوناگون محصول ، مونتاژ ، خدمات و فروش یک برند خواهند بود.
در این فضا بی اعتمادی عجیبی حاصل می شود و عملا هر شرکتی که قراردادی با یک خودروساز می بندد به علت عدم اعتماد و اطمینان برای توسعه و ایجاد زیرساختها بی انگیزه میشود و امنیت مشارکت حتی با همین چینی ها در کمترین حد خود قرار میگیرد.
بر می گردم به بخش قبلی که چرا غربی ها بعد برجام خیلی محتاط ( آنهم در حد همان شرکای قبلی پژو -سیتروئن ) آمدند و رنو هم عملا بعد برجام توفیق انجام کار ویژه ایی نیافت. چرا که جدا از عوامل داخلی و خارجی ذکر شده با متولیانی روبرو می شوند که عملا برای حفظ پرنسیپ ها و امنیت و اصالت قراردادها ارزشی قائل نیستند و این پیغامی است برای آنها که مثلا شرکتهایی چون فولکس واگن که دارای استانداردهای بالا و شفافیت کاری است بعد برجام هم با شک و تردید به بازار ایران می نگریست.
یادمان باشد اگر تنها به شرایط آشفته بازار ایران نگاه کنیم روزگاری هم که تحریم ها برود کارنامه آشفته فعلی نوع همکاری ها خود تحریمی داخلی برای حضور بزرگان این در کشور خواهد شد و ما با صنعتی کاملا بی نظم و سودجو روبرو خواهیم بود که تاثیرات گسترده منفی را به لحاظ عملی و روانی برای هر تولید کننده ایی خواهد داشت و گمان می کند اگر امروز سرمایه گذاری و زیرساخت های لازم را برای حضور یک برند آماده کند و هنگامی که بذر او بار دهد شرکتی دیگر میوه آنرا با ایجاد ارتباطات خاص خواهد چید و این یعنی کشتن انگیزه و امنیت تولید که نهایتا مرگ یک صنعت خواهد بود.
از سوی دیگر مشتریانی که یک برند را از چند تولید کننده خریده اند که ممکن است با تغییر شرایط آنها نیز تغییر رویه دهند و مشتری عاجز از خدمات و متضرر بیش از پیش به این صنعت و متولی آن بدبین گردد و خود زیانی عظیم به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و معنوی خواهد بود.